| جمعه 23 آذر 1386 | |
| زبووووون | |
سلام سلام احوال شوما کیف حالتون کوکه چه خبرااا عزیزان دل برادر نیاز به خشونت نی جونه موشی خودم آپ میکنم بابا چرا چوب آوردین جونه شما راضی به زحمت نبیدیم اول از همه بگم تو روح اداره برق پریشب 2ساعت تمام نشستم تایپ کردم یه آپ گندههه بود خدائیش خط آخرش بودم که بزنم واسه ارسال برق رفت اینجور وقتاس که کیبورد آدم خورد میشه خوب مگه دست آدمه کیبرده دیگه با مشت خورد میشه عرضم به خدمتدون که وقت سر خاروندنم واسم نمونده من نمیدونم چرا این فامیلای ما همشون با هم دلتنگ ما میشن این یکی دو هفته اکثرا همش مهمون داشتیم دیگه حساب کنید همه خرید پریدو کاراش گردن منه مظلوم گیر آوردن دیگه حتی کلاسام رو هم یکی نه یکی رفتم باورتون میشه یه سی دی قرار بوده واسه یکی از برو بچ رایت کنم الان یک هفتس اینجا افتاده الان دقیقا همه منو به چشم بی معرفت میبینن اون یکی دوستم خدمته چند وقته نزنگیدم براش گفت عجب بی معرفتی هستی تو این یکی نمیدونم هر روز میگه بیا بریم نمیدونم کجا منم نتونستم برم کلاس وی بی و ورزشم که نگو 20 تا بهونه سر هم کردم تا اینارو پیچوندم خولاصه این چوبه از همه طرف داره میاد تو سرو کله بنده چقد حیونکیم من چیه همچین نیگا میکنین اگه فک کردین دباره برق میره من ضایع میشم کور خوندین الان تو ورد پد میتایپم هر یک خطم مینویسم سیو رو میزنم که نپره آرا داداچ یکی دستاشو بده من قرضی چشاشم بده مغزشم بده مغز من هنگ کرده گوشاشو نمیخوام دوتا هم پاچه بزار سیرابی هم نزار زبونشو یادت نره آی دمت گرم حساب ما چقد شد دادا ... خوب اینم از صبحانه هرکی صبحانه نخورد مهمونی راش نمیدیم هرکیم کله پاچه نخورد دوسش نداریم خوب برو بچ خوشانس ما همگی خوش اومدین چه کنیم دیگه مهمونیو تلپ شدیناااا چه کنیم دیگه موشی جو گیر میشود حالا جوگیرم نمیشدم مجبورم میفهمی یا نه مجبووووووورم حالا هی بگین موشی خسیسه موشی یه مهمونی دلش نمیاد دعوت کنه موشی اله موشی اهِ ... آقا یکی یه مشتری واسه کلیه نداره اینجور که پیداست باید بفروشم شیکم شماهارو سیر کنم خوب برنامه چی بود حالا که قراره اینجا مهمونی بشه دیگه باید سنگ تموم بزارم نه ؟ خوب من باید چیکار کنم آیا !!! نگین خودت پیشنهاد دادی خودتم بیا برنامه بچین اصلا هرکی هرچی هرکاری میخواد بکنه به حساب آقا موشه بیاین حالا امشبرو همینجا تلپ شین میترسم بزارم واسه فردا آبرومو ببرین تا فردا بریم نمیدونم شهربازیو رستورانو کافی شاپو نمیدونم کافی تایمو کافی کوفتو اینا اصلا این تور مهمونی تا یک هفتس دبی و گیلی گفته جزایر قناری بریم گردش علمیو تورنتو که حتما باید بریم اینا همه برنامه هفته آن آن صدای دستا نمیااااااد صدای جیغا و سوتاااا ساکتتتتتتت دهه کی گفت جیغ بزنین الانه که همسایها بریزن هممونا بدن دس کمیته تو دلتون جیغ بزننین اصلا صدای نفستونم نیاد تو دلتون سوت بزنین جیغ بزنین هرکاری میخواین بکنین
لطفا شئونات اسلامی رو رعایت کنید مدت پذیرائی 20 دقیقه غشششششششششششششش خدایی مهمونیو حال میکنین خوب جزئیات مهمونیو خودتون تو کامنت دونی تو سرو کله هم بزنین آپم طولانی میشه بریم سر بازی میلی یه بازی دعوتم کرده تا شماها به خودتون میرسین من یه ذره برم باهاش بازی زودی برمیگردم میلی این صندلی منو بیار بشینم تعریف کنم خوب این وروجک گفته باید خاطرات مدرسه رو بنویسیم حالا مدرسه منظورش دبستانه یا دبیرستانم هست دیگه من مینویسم کودکستان : زیاد یادم نیست ولی تو یه خونه بود کودکستانمون خیلی باحال بود ولی نمیدونم چرا تا من میرفتم پیش هر کدومشون جیغشون در میومد مخصوصا دخترا جونه خودم گیساشونو نمیکشیدم بعد خانوم معلمه هی میگفم موشی نمیخوای بری خونتون گمونم بابات اینا میخوان برن جایی تورو نبرن منو گول میزد برم خونمون کلیم خوراکی میداد که راضی بشم اول دبستان :آخی معلممون انقذه مرهبون بود یه کیف گنده بهم هدیه داد بعد به همه هم مداد داد منم زنگ دوم بود کیفمو برداشتم رفتم خونمون به همه نشون بدم سوم دبیرستان : یه اردو با چند تا معلما رفتیم بعد بیشترشون از این استاد پیرای ساده بودن خلاصه کلی فیلم گرفتیم مسخره بازی در آوردیم پیش دانشگاهی : توسط چندتا از دوستان تشویق شدیم که تغییر رشته بدیم (حالا گول خوردیم بماند ) هیچی قرار شد برم رشته کامپیوتر بخونم همچیو خراب کردم اومدم از اول یک سال درسای تخصصی رو تو آموزشگاه خوندم درسای عمومی هم دیگه حس کلاس رفتن نبود همشو غیر حضوری خوندم خوشبختانه با نمره خوبم قبول شدم خلاصه اینجا نزدیک دو سال عقب افتادم خوب خاطره ها که زیادن من قشنگترینشون که همش یادشونم گفتم وگرنه 100 تا صفحه میشه نیست آپم طولانی میشه خوب باید چند تارو دعوت کنم خوب مرجانی که نوشت گیلاس و نگین و شهرزاد و بیتا و نسی جوون و اقلیما و لیلا و بنفشه خوب کسه دیگه ای فک نکنم بنویسه البته کل کامنت دونی دعوته حالا هرکی دیگه میخواد من اسمشو میزارم نیلو هم که نیست که بنویسه انگار این آپ با من لجه ۲۰ بار تنظیم کردم زدم واسه ارسال باز خراب شده نرفته یا صفحه پاک شده اوا یادم رفا هدیه نگینو بدم قرار شد به همه خبر بده اینجا بخور بخوره خوب امری نی ؟ من دیگه برم حق یارتون خدا نگهدارتون بعد نوشت : نامردا هی میگین بیا آپ کن کجائین پس !!!!!! راستی یه قاتل تو اصفهان پیدا شده خیلی باحاله همشهریه بعد نمیدونم چرا خل شده تو خیابون هرکیو میبینه میکشه حالا داستانشو زیاده مطمئن نیستم چرا ولی همینطور افراد عادی تو خیابونارو میکشه تا حالا اعلام کردن ۷ تا ولی فک کنم بیش از این حرفا کشته پلیسم براش جایزه گذاشته خولاصه یهو غیبم زد (به مدت یک هفته حالا ۱ ساعت نبودم نه آ) یکی یه مراسم آبرومندانه برام بگیره
سلامون علیکم چیطورین ؟؟؟ خیلی جیگولین !! معذرت نبودم الانم اومدم زودی برم پس فردا او ایناااا قول میدم آپ کنم و بیام پیشتون فداااتون الان کار دارم فردا هم نیستم منو فلاموش نکنیدآ بووووووس راستی مرجانی باز کجا غیبت زد مگه دستم بهت نرسه نصفت میکنم |
|
11:14 AM
|
آقا موشه
|
نظرات [44] |
![]() |